• چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۸ -
  • 27/03/2019

بیرون از گود سیاست با «نعمت احمدی» باغدار پسته

در بر همین پاشنه بچرخد، صنعت پسته نابود می‌شود

پسته یکی از محصولاتی است که اگرچه این روزها همه از قیمت سرسام‌آور آن نالانند اما از مزیت‌های نسبی کشور برای صادرات به شمار می‌آید و از جمله محصولات ارزآور ایران است. پسته سال هاست که در کشور ما کشت می‌شود اما این روزها حال روز این محصول بومی چندان هم خوب نیست به طوری که برخی از کارشناسان معتقدند پسته دیگر تاب کوچکترین آسیبی را ندارد.

دکتر نعمت احمدی که خود باغدار پسته است در این گفت و گو وضعیت تولید پسته و معضلات آن در ایران را بررسی می کند، به مقایسه تولید پسته در ایران و آمریکا می‌پردازد و همچنین بازارهای صادراتی پسته را بررسی می کند. نعمت احمدی معتقد است که اگر در به همین پاشنه بچرخد صنعت پسته در ایران نابود می شود در حالی که کشورهایی از جمله آمریکا، اسپانیا، یونان و استرالیا مبادرت به کشت پسته کردند و کاشت و برداشت پسته در کشوری مثل آمریکا بسیار استانداردتر از کاشت و برداشت پسته در ایران انجام می گیرد که اصلی ترین تولیدکننده پسته در جهان بوده است.ادامه گفت و گو را بخوانید:

* اخیرا رییس اتحادیه پسته اعلام کرده است «وضعیت تولید پسته در سال آینده به علت تامین نشدن سرما با خطر مواجه است و ممکن است تولید پسته مانند امسال مطلوب نباشد». آیا این مسئله درست است؟

ممکن است فرصت باقی مانده پایان سال، نیاز سرمایی درخت های پسته را تامین کند چرا که گونه‌های مختلف پسته نیازهای سرمایی متفاوتی دارند یعنی پسته های فندوقی، کله قوچی، اکبری و احمد آقایی هر کدام یک میزان نیاز سرمایی دارند که بین ۶۰۰ تا هزار ساعت است و از طرفی هم کشت پسته در کشور ما به طور گسترده در ۱۴ استان انجام می شود؛ با این حال نیاز سرمایی باغات پسته استان مرکزی تامین شده و حتی مهلت برای دریافت سرمای بیشتر هم دارند اما استان هایی مثل خراسان هنوز نیاز به سرمای بیشتری دارند.
باید به این نکته توجه داشته باشیم که نیاز سرمایی زمانی تامین می شود که دما از ۷ درجه پایین تر بیاید و نیازی نیست که دما حتما به صفر درجه یا کمتر از آن برسد و امیدواریم این نیاز سرمایی در خیلی از استان ها تامین شود و در استان هایی هم که نیاز سرمایی برطرف نشده است، اگر باغداران گرفتار مافیای سم و کود نشوند امکان تامین نیاز سرمایی به طور مصنوعی هست.

* چگونه می توان این نیاز سرمایی را به طور مصنوعی برطرف کرد؟

روغن ولک و دورمکس از جمله مواد شیمیایی هستند که وقتی نیاز سرمایی به طور طبیعی فراهم نمی شود، محلول پاشی آنها جبران مافات این نیاز درختان را می کند اما متاسفانه مافیای کود و سم، این دو روغن را که محلول آن باید با پارافین همراه باشد با روغن سوخته و گازوییل ترکیب و به کشاورز عرضه می کند و بسیاری از گرفتاری هایی که باغات کرمان و دیگر استان ها دچار آن شدند از این ناخالصی روغن ولک پیدا شده است.

مافیای کود و سم، باغات پسته را نابود کرده‌اند
در آمریکا هم روغن ولک و هم روغن دورمکس مورد استفاده قرار می گیرند اما چون با فرمول اصلی و به طور استاندارد تولید می شود به طریق مصنوعی نیاز سرمایی را برطرف می کند بدون اینکه هیچ مشکلی برای درخت پیش بیاید.
مسئله ما تنها نیاز سرمایی درختان نیست و مسائل دیگری هم در تولید پسته دخیل هستند از جمله مسائل آب و هوایی که در اسفند و فروردین پیش بینی می شود. زمانی که دما از ۱۲ درجه پایین تر نرود رویش درختان پسته شروع می شود؛ چه بذرها و دانه ها و چه درختان. زمانی که به گرمای بالای ۲۵ درجه در اسفند و فروردین برسیم حرکت جوانه ها آغاز می شوند و نخستین جوانه های پسته ای که رویش می کنند گل های نر هستند. اگر بعد از میزان افزایش دمایی که مقدار آن را گفتم جوانه ها رویش کردند سرما بازگردد گل های نر ریزش خواهند داشت و بعد که گل های پسته آمدند گل نر نخواهیم داشت بنابراین مسئله و مشکل باغات پسته تنها نیاز سرمایی نیست بلکه گرمایی که در اسفند و فروردین خواهیم داشت نیز یکی دیگر از مسائل ماست و متاسفانه با پیش بینی هایی که می شود در فروردین گرمای زودرسی خواهیم داشت که اگر این پیش بینی واقعیت پیدا کند پسته دچار یک معضل بزرگ می شود.
سال گذشته هم که در استان هایی همچون یزد و کرمان پسته نبود همین گرفتاری را داشتیم، مضاف بر اینکه سم پاشی های بیجا و روغن ولک آلوده به گازوئیل بر شاخه و سرشاخه ها اثر گذاشته است و در کرمان شاخه های رویش که میوه سال آینده بر آنهاست خیلی آسیب دیده اند با این حال امیدواریم که این پیش بینی ها درست از آب درنیایند چرا که صنعت پسته تاب یک تنش دیگر را ندارد یعنی اگر صنعت پسته ما در همین بخش تولید به خصوص در استان های تک محصولی مثل یزد و کرمان یک چالش دیگر را تجربه کند دیگر توان ادامه کار را نخواهد داشت و فراموش نکنیم که خشکسالی و کمبود، هم مزید بر علت است.
* گفتید یکی از معضلات بزرگ صنعت پسته، مافیای سم و کود است. آیا این مافیا شناسایی شده و از اقدامات آنها جلوگیری به عمل آمده است؟ یا اینکه به علت نیازسازی هایی که برای کشاورزان کرده اند امکان مقابله با آنها وجود ندارد؟
بگذارید صورت مسئله را نوعی دیگر بیان کنم؛ درباره مطلبی که راجع به روغن ولک گفتم مدتی است که مد شده که کارشناسان می گویند برای تامین نیازهای سرمایی و برای اینکه درخت را زودتر به مرحله رویش برسانیم از روغن ولک استفاه کنید و این اتفاق هم افتاده است؛ از آن طرف مافیای سم و کود هم پارافین را که ماده اصلی روغن ولک است از آن حذف کرده و به جای آن مواد زائدی را که گفتم اضافه می کند و این مسئله در حالی است که ما یک آزمایشگاه درست و حسابی برای اینکه این روغن را آزمایش کند و به آن مجوز دهد نداریم و نتیجه همین شده است که بین ۷۰ تا ۸۰ درصد این روغن ها به نحوی که گفتم تولید می شود و ترکیب آنان درخت را عقیم می‌کند.
مافیای سم و کود با هر نوع داده علمی که متضاد با منافعش باشد مقاومت می کند
مافیای سم و کود با هر نوع داده علمی که متضاد با منافعش باشد مقاومت می کند و علیه داده های علمی تبلیغات سوء می کند. فردی به نام دکتر حسین حکم آبادی که پدر معنوی پسته ایران است، کارشناس ترین فردی است که در این حوزه فعالیت می کند و هیچ وابستگی به نهاد یا سازمانی یا مجموعه ای که سم و کود تولید می کنند ندارد و صرفا نظر علمی خود را می دهد اما در عوض کسانی را داریم که عضو مرکز تحقیقات پسته هستند که یا خود وارد کننده کود هستند یا در واردات کود و سم و سودآوری ها شریک هستند و کارشان مقاومت در برابر داده های علمی کشاورزی است و حتی کشاورز را وادار به خرید این کودها می کنند.

برای مثال، برای همین نیاز سرمایی، شرکتی محصولی به نام دورمکس را وارد می کرد؛ آقایان آمدند و محصول جایگزین خودشان را پیشنهاد کردند و از طرفی یک گزارش خلاف به جاهای مختلف دادند که این محصولی که وارد می شود اشکال دارد و شرکتی که این روغن را وارد می کرد مشمول ارز ۴۲۰۰ تومانی نشد و دیگر نتوانست وارد کند؛ پس از این ماجرا مراجع مختلف پیگیری کردند و دیدند که گزارشی را که رقبا دادند گزارش خلافی است و محصول دورمکس، محصولی کاملا علمی و آزمایشگاهی بدون خطر برای درختان پسته است و زمانی معذوریت ها رفع شد که دیگر فایده نداشت چرا که این شرکت بازار را از دست داده بود و قادر نبود دورمکس را وارد کند.
اگر بخواهم به نمونه دیگری اشاره کنم، می توانم از آفتی صحبت کنم به عنوان شیره که اصطلاح علمی آن پسیل است اما در میان ما کشاورزان به شیره مصطلح است که دو نوع خشک و تر دارد. در کرمان با هدایت مافیای سم و کود و بسیاری از کارشناسان که متاسفانه متاثر از اینها هستند، تا ۱۶ بار به درخت سم پاشی کردند و اصلا در شهر من زرند بسیاری از جوانان هستند که تنها کارشان این است که با یک تراکتور و دستگاه سم‌ پاش از صبح در مجموعه باغ های پسته شروع به سم پاشی های عجیب غریب می کنند و این کار باعث شده است که درخت ها از بین بروند و به جرأت می گویم بسیاری از درخت ها عقیم شده اند؛ هر دور هم که سم‌ پاشی به این صورت انجام شود، تانکری در باغ زده می شود که محتویات آن تا سقف ۴۰۰ هزار تومان فروخته می شود.
فرض کنید ۵۰۰ هزار هکتار باغ پسته داریم و هر باغ هم با راهنمایی و شیطنت این مافیای سم و کود، سم پاشی ادواری تا ۱۶ مرتبه می شود و هر دوره سم پاشی هم حدود ۴۰۰ هزار تومان هزینه دارد و یک حساب و کتاب ساده نشان می دهد که سود حاصل از فروش این سم ها که به جان درختان پسته می اندازند، چقدر می‌شود.
با تمام این اوصاف دکتر حکم آبادی، بعد از یک تحقیق میدانی در باغ های پسته گفت که نیاز درختان را محلول سولو پتاس برآورده می کند که قیمت این محلول که تازه گران هم شده است بیش از کیلویی هفت هزار تومان نیست و به جای سمی که آقایان پیشنهاد می کنند که به طور عمده استفاده می شود، میزان لازم برای استفاده از محلول ۳ در هزار است و سولو پتاس که کیلویی هفت هزار تومان است را برای استفاده در یک باغ تا سقف ۴۰ هزار تومان می توان تهیه کرد و این میزان تفاوت دارد با سمی که بعضی اوقات تا ۴۰۰ هزار تومان هم فروخته می شود.
همچنین، برای اینکه مصرف کود بیشتر شود آقایان توصیه می کنند که وقتی درختان باغ این سقف از آفت را گرفتند شروع به سم پاشی کنید. اما آقای حکم‌ آبادی معتقد است که ما قرار نیست درمان کنیم بلکه باید پیشگیری کنیم آن هم با کودی مثل سولوپتاس که ۴۸ درصد آن گوگرد و ۵۲ درصد آن پتاس و آهن و باقی مواد معدنی دیگر است و ۴۸ درصد گوگرد آن آفت شیره یا پسیل را از بین می برد و سم هم نیست بلکه یک گوگرد خاص است.
اما سم فروش ها طور دیگری به کشاورز فهمانده اند که باید درمان کنید، اما آقای حکم آبادی می گوید باید پیشگیری کنیم تا از آلوده شدن درخت جلوگیری شود تا نیازی به درمان نباشد و باعث شود به جای آنکه باغدار سالی ۱۰۰ میلیون سم بخرد نیاز خود را با سالی یک میلیون تومان تامین کند.
از طرفی فرمول سم در دست آقایان است و هر طور که بخواهند آن را ترکیب می کنند؛ برای مثال نمایشگاهی در پارک گفت‌وگو با حضور یکی از مقامات عالیرتبه وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد و ۵۸ شرکت سازنده کود، محصولات خود را آورده بودند و من از هر یک از این ۵۸ شرکت یک لیتر کود خریدم و به آزمایشگاه بردم و دیدیم فرمولی که روی بسته های کودها درج کرده بودند از اساس، میزان و محتویات آن با کودی که عرضه کرده بودند متفاوت بود و هیچ کدام آن فرمول واقعی نبود. پس از آن از همین مقام عالیرتبه وزارت جهاد پرسیدم که چرا اینها را به رسانه ها معرفی نمی کنید و گفت نمی شود.
عملکرد مافیای سم و کود باعث از دست رفتن بازار پسته در اروپا شده است
به هر حال، مافیای سم و کود به گونه ای خاص عمل می کند و نظارتی هم بر آن نیست؛ من به جرأت می توانم بگویم اگر محصول هر شرکت داخلی کودسازی که اسمش را بیاورید حتی اگر معروف هم باشد به آزمایشگاه دهید می بینید که فرمول آن مطابق با آنچه گفته شده نیست، یعنی تقلبی است. بسیاری از سمومی که در کشور ما مصرف می شوند در جاهای دیگر اصلا اجازه مصرف ندارند؛ علت اینکه ما بازارهای اروپا را از دست دادیم عملکرد همین شرکت ها است که متاسفانه کارشناسان بخش کشاورزی هم از آنها خط می گیرند و مصرف این محصولات را توصیه می کنند و همین مسئله باعث شده است ما نتوانیم ایزوهای اروپا را دریافت کنیم و بازارهای اروپا را از دست دهیم.
صنعت پسته یکی از مظلوم ترین صنعت ها است اما به چه علت؟ قیمت پسته در بازار جهانی بین ۱۱ تا ۱۲ دلار بود و دلار که ناگهان با افزایش قیمت رو به رو شد قیمت پسته هم بالا رفت و کشاورز توانست آن را نزدیک به کیلویی ۱۷۰ هزار تومان بفروشد اما باید بدانیم که پسته جزو سبد غذایی مردم نیست و اگر در آجیل هم باشد ۱۰ درصد هر آجیلی پسته است و در اصل پسته یک محصول صادراتی است.
پشت پرده ماجرای پستافین و گردن‌بند پسته
بگذارید مثالی بزنم؛ قیمت شیر، ابتدای سال جاری چقدر بوده و الان چقدر شده است؟ وقتی مقایسه کنیم می بینیم افزایش چهار برابری داشته است و یا محصولات دیگر هم همین طور، اما برای اینکه سرپوشی بر افزایش قیمت آن کالاهایی که در سبد غذایی مردم است بگذارند آمدند پستافین و گردن‌بند پسته ساختند.

* شما به نمایشگاه پارک گفت و گو اشاره کردید که با حضور مقامات جهاد کشاورزی برگزار شد و وزارت جهاد کشاورزی هم مدعی نظارت جدی بر بخش کشاورزی است و مسئولان آن هم دائما در حال مقایسه آمارهای امسال با دهه‌های گذشته هستند و از افزایش های عمده بخش کشاورزی می گویند اما حرف های شما به عنوان یک کشاورز خلاف حرف مسئولان وزارت جهاد است به طوری که آنها حتی توان مقاومت با مافیای سم و کود را هم نداشتند. می شود در اینباره توضیح دهید؟
آمارهایی که در بخش کشاورزی می دهند قبول می کنم اما یک سوال می پرسم؛ وزارت جهاد کشاورزی برای من کشاورز چه قدمی برداشته است؟ وزارت جهاد در افزایش نرخ تولید محصولات کشاورزی هیچ نقشی نداشته است و در حال حاضر اگر آمار کشت یک محصول در یکی از نقاط کشور را از مسئولان وزارت جهاد بپرسید و مقدار آن را بخواهید از آن بی اطلاع خواهند بود و اصلا نمی دانند و دخالتی ندارند.
منظورم این نیست که وزارت جهاد کشاورزی نظارت ندارد بلکه حضور ندارد و برای مثال اگر فردا بگویند مجموعه وزارت جهاد کشاورزی تعطیل شود هیچ تاثیری روی باغ ها و مزرعه های ما نخواهد داشت. نقش این وزارتخانه فقط در حدی شده که گوشت از کجا بیاورد و در داخل نقش و جایگاهی ندارد و برای اثبات حرف خود می گویم که اگر نقشی داشت الان که فصل استفاده از روغن ولک و تامین نیاز سرمایی پسته است وزارت جهاد کشاورزی به عنوان متولی بخش کشاورزی حداقل باید اعلام می کرد که کشاورزان باید از کدام برند این روغن استفاده کنند؛ شما به عنوان یک خبرنگار به روابط عمومی این وزارتخانه زنگ بزنید و بپرسید که یک برند روغن ولک برای تامین نیاز سرمایی پسته معرفی کنید اما این متولی امور کشاورزی حتی نمی تواند یک برند نمونه برای نیازی ساده را معرفی کند.

* همه ما می دانیم که اگر ایران در پنج محصول مزیت نسبی داشته باشد یکی از آنها پسته است اما با دست خود در حال از بین بردن این مزیتی هستم. شما به عنوان یک کشاورز با این جریان مافیا که کمر به نابودی صنعت پسته بسته است مقابله نکرده اید؟
چه کار می توانیم بکنیم؛ مگر ما قدرت نظارتی یا اجرایی داریم؟ تنها می توانیم بگوییم که چه اتفاقاتی در حال افتادن است و نتیجه این اتفاقات چیست؛ من خود به بعضی از شرکت هایی که کود می سازند رفتم و با چشم خود دیده‌ام که این کارخانه ها دو یا سه مخزن دارند و ملات چغندر را به اضافه چند پودر ترکیب می کنند و کود تحویل می دهند در حالی که در کشوری مثل آمریکا نهاد و سازمان مخصوصی وجود دارد که تا این نهاد مجوز ندهد کسی اجازه تولید نیم لیتر کود را ندارد اما اینجا کشاورزان بی پناه ترین قشر جامعه هستند. پسته به هر حال قیمتی دارد و دست کم شرایط سال گذشته باعث شد که دست کشاورز در جیب خودش برود.

* با این وضع می توان پیش بینی کرد که در آینده ای نه چندان دور صنعت پسته ما با نابودی مواجه شود؟
در کشور ما دو تا سه عامل در استان های اصلی تولید پسته دست در دست هم داده و باعث شده اند به جای آنکه درخت های پسته رشد کنند کوره های ذغال سازی افزایش یابند چرا که مجوزهای بسیاری در رفسنجان و زرند برای باغاتی که دیگر آب کشش رسیدن به آنها را ندارد و به اصطلاح از آب افتاده اند صادر شده است تا آنها را به زغال تبدیل کنند.
من سال ۷۳ در رفسنجان یک سخنرانی داشتم که مورد حمله اعضای تعاونی پسته رفسنجان قرار گرفت که تعاونی عمده ای بود و هست و از دهه ۴۰ تا امروز نیز فعالیت می کند؛ در سال ۷۳ آمریکا ۳۵ هزار هکتار باغ پسته داشت و ما ۴۲۰ هزار هکتار داشتیم و من در آن سخنرانی گفتم به عنوان کسی که زیر درخت پسته به دنیا آمده و اولین چیزی که دیده است پسته بوده با درد و آه می‌گویم که از طرفی ناراحتم که پسته ما در معرض آسیب است و از طرفی خوشحالم؛ حسرتم از اینجاست که باغ های ما بی رویه و بدون هیچ گونه کنترل و نظارتی و بدون اینکه بررسی شود که چه جوره ای (واریته) مطابق با اقلیم کدام منطقه است و بدون توجه به میزان آب موجود که درخت کشت می شود چرا که کاشت درخت سرانه دارد؛ در آمریکا که رقیب سرسخت ما در تولید پسته است اجازه نمی دهند که بدون کنترل پسته کشت شود برای مثال می گویند اگر ۱۰ لیتر آب داری مجازه به داشتن چه مقدار از باغ هستی.
اما گفتم خوشحالی من از این جهت است که آمریکا(در سال ۷۳ خورشیدی)  ۳۶ هزار هکتار باغ پسته دارد که حدود ۳۰ درصد آن به ثمر رسیده  و باقی آن کم کم به ثمر می رسد و این باعث خوشحالی من است چرا که چند صباحی دیگر با این سرعتی که در احداث باغ دارند و با این علمی که در احداث باغ به کار می گیرند و نوع واریته هایی که استفاده می کنند تا چند سال دیگر مقام اول دنیا در تولید پسته را به دست می آورند و از آنجا که استاد تجارت و بازاریابی هستند با بازاریابی خود پسته ما را از مظلومیت فعلی بیرون می آورند. در همان روزی که این سخنرانی را کردم یکی از اعضای اتحادیه پسته کاران رفسنجان گفت خبری شنیدم که خدا را شکر پسته های آمریکا را سرما زده است و ما امسال می توانیم به خوبی پسته بفروشیم و من با خود گفتم که چنین کسی می خواهد سرنوشت تولید من را در دست بگیرد چرا که به جای آنکه بازاریابی درست کند به دنبال این است که پسته رقیب را سرما بزند تا شاید بهتر بفروشیم.
در حال حاضر با وزیر کشاورزی که خود کشاورز است تماس بگیرید و بگویید در جنوب خراسان چه واریته هایی باید کاشت؟ یا اگر از مقام های مسئول وزارت جهاد بپرسید که نیاز سرمایی درختان پسته در کدام مناطق برطرف شده است آماری ندارند.
پسته محصولی خاص است و مثل پرتقال یا آناناس یا هرچیز دیگر که اگر بخواهید بسیاری از نقاط دنیا آمادگی تولید آن را دارند نیست و در دنیا نقاط زیادی نیستند که تولید کننده پسته باشند و اصلا با همین اسم در دنیا رفته است و لذا آن آقا به جای آن که بگوید در این چند کشور بازاریابی کردیم و می توانیم پسته خود را بفروشیم می گوید خدا را شکر که پسته آمریکا را سرما زده است!

اما من گفتم که خوشحالم که آمریکایی ها تا ۱۰ سال دیگر مقام نخست را به دست خواهند آورد و بازاریابی می کنند و از آن موقع هم که آمریکایی ها وارد شدند و بازاریابی کردند پسته قیمت روند رو به جلویی را تجربه کرد.
آمریکا سالی ۱۰ درصد به باغات پسته اش اضافه می کند و در حال حاضر باغات پسته این کشور ۱۰۰ هزار هکتار هستند و در حال حاضر محصولاتی مثل انجیر، انگور و … را در مناطقی مثل فرزنو و دره هایی که قابلیت کشت پسته دارند کنار می زنند و به جای آن پسته کشت می کنند تا جایی که این کشور امسال ۴۷۰ هزار تن پسته تولید کرد و آنجا وقتی می گویند ۴۷۰ هزار تن، آمار دقیقی دارند و یک تن کم یا زیاد نیست در حالی که ما در ایران آمار درستی نداریم با این حال بیشترین آمار ما مربوط به سال ۱۳۶۷ است که توانستیم ۲۸۰ هزار تن پسته تولید کنیم در حالیکه ۵۰۰ هزار هکتار باغ پسته داشتیم و بعد از آن میزان تولید پسته ما هر سال کمتر شده است و سالیانه ۱۰ تا ۱۲ درصد از باغات ما کم می شود در حالی که همین مقدار به باغات آمریکا اضافه می شود و از طرفی وقتی می گوییم ما با ۵۰۰ هزار هکتار باغ در بهترین حالت ۲۵۰ هزار تن پسته تولید می کنیم یعنی هر هکتار باغ پسته ما در بهترین حالت ۵۰۰ کیلوگرم پسته می دهد در حالی که در صورتی که باغات جوان آنها به طور میانگین ۴.۵ تن در هر هکتار پسته تولید می کند و باغات بالای ۲۰ سالشان نیز سالانه ۶.۵ تن پسته تولید می کند و از طرفی درخت های پسته در آمریکا از سال چهارم پس از کشت شروع می کنند به بار دادن در حالی که درختان ما از سال هشتم یا نهم شروع می کنند به برنما شدن چرا که علمی کار نکردیم و از واریته های مناسبی استفاده نکردیم.
.در حالی که من خود دیدم در آمریکا از تلفن manager یا به قول ما ایرانی ها مباشر باغات پیامک می آمد که میزان دما، رطوبت خاک و خیلی چیزهای دیگر را مشخص کرده بود تا کشاورزان بر اساس آن تصمیم بگیرند. مباشر آن باغات از طرف مرجع علمی که دانشگاه است تعیین می شود و حاصل تمامی تحقیقات را ارائه می کنند و بد نیست اشاره کنم که تمام امور علمی و تحقیقاتی پسته در آمریکا بر عهده دانشگاهUCLA است و نظارت و برنامه ریزی دقیق و مشخصی دارند به طوری که اگر کشاورزی بخواهد پیوند بزند باید زیر نظر دانشگاه باشد نه مثل کشور ما که از هرجایی که توانستیم و بدون بررسی پیوند بزنیم؛ من حدود ۲۲ سال پیش در ساوه شروع به کشاورزی کردم. ساوه منطقه ای پاک و بکر و بهداشتی بود و پیوندهایی که از کرمان آوردم ناخواسته همه آلودگی های صد ساله را با خود به این منطقه آوردند در حالی که در آمریکا اگر کسی بخواهد پیوندی بزند بدون اجازه دانشگاه اجازه اینکه یک ترکه از باغ را خارج کند ندارد و این دانشگاه است که به شما پیوندک را می دهد، پیوندکی که تمام مراحل بهداشتی را طی کرده است و باغ را دچار هیچ آفتی نمی کند.

کشت پسته در کشور ما یتیم است

کشت پسته در کشور ما یتیم و یله است. ۵۰۰ هزار هکتار باغ امسال ۸۰ هزار تن پسته داشته اند و ایده آل ما از این میزان زمین فقط ۲۸۰ هزار تن است و ما هنوز نتوانستیم یک تن محصول در هکتار را عملی کنیم و این دروغ ها را هم نباید شنید که فلان کشاورز نمونه توانسته مقدار زیادی برداشت کند چرا که او یک هکتار داشته و هر چه توانسته خرج آن کرده اما این باغ ها بسیار کم هستند و وضعیت کلی تولید پسته اینگونه نیست و در حال حاضر باغات ما در هر هکتار حتی به میزان همان نیم تن سابق هم بار نمی دهند چرا که اگر بار داده بودند ما باید دست کم ۲۵۰ هزار تن پسته برداشت می کردیم در حالی که امسال ۸۰ هزار تن پسته برداشت کردیم.

* به سراغ بازار پسته برویم. با توجه به داشتن رقیبی سرسخت مثل آمریکا در تولید پسته که استاد بازاریابی هم هست آیا هنوز کسی تمایل به خرید پسته ما دارد؟
پسته هم جدا از دیگر محصولات نیست؛ اگر نفت که اصلی ترین محصول صادراتی ماست یا میعانات ما و سنگ های ما مشتری دارند پسته هم دارد و باید دانست که ما کشاورزان هم جدا از برنامه های سیاسی کشور نیستیم و در حال حاضر مغضوب جهانیم و در این شرایط بازارهایی را هم که پیدا کرده بودیم یا از دست دادیم یا از دست رفتند و خیلی از کشورها حاضر به تجارت با ما نیستند.

صادرات پسته ایرانی به سوریه هم به نزدیک صفر رسیده است
برای مثال، سوریه مرکز شیرینی در جهان عرب است و سالانه بخش قابل توجهی از مغز پسته ما به این کشور صادر می شد اما در حال حاضر صادرات پسته ما به این کشور نزدیک به صفر است.
بعد از آن بازار کشورهای عربی از جمله عربستان را داشتیم اما این همانطور که گفتم صادرات ما تابع سیاست های کلی نظام است و در حال حاضر ما با این کشور مراوده ای نداریم؛ تجار سرای امید در بازار تهران که رشته کاری‌شان تجارت با کشورهای عربی بود در حال حاضر هیچ یک از بازارهای عربی را در دسترس ندارند و از طرفی بازارهایی مثل کردستان عراق را داشتیم که امروز عملا از ترکیه پسته خود را تامین می کنند و علاوه بر همه اینها دو بازار در اروپا داشتیم که غیر از اتحادیه اروپا بودند چرا که اتحادیه اروپا فرمول هایی مثل آفلاتوکسین و … دارد که در واقع تجار ما با توجه به شرایط حاکم بر باغداری ایران و نحوه استفاده غیر استاندارد از کود و سم و ISOها، عطای بازار این اتحادیه را به لقایش بخشیدند اما دو بازار داشتیم که یکی اوکراین بود و دیگری روسیه و هر دوی اینها بازار مقصد بودند و هر چند تجارت با روس ها بسیار مشکل است اما بازار روسیه مقصد بسیار خوبی بود در حالی که به علت مشکلاتی که برای روبل به وجود آمد این بازار هم از دست رفت.
هر کسی که از راه رسیده، صادراتچی شده است
در حال حاضر بازارهای چین و هند هستند، اما از این جهت که ما برای صادرات پسته یک سندیکا یا اتحادیه نداریم هر کسی که از راه رسیده، صادراتچی شده است و تعداد زیادی از جوانان که به میدان آمده اند عامل تجار چینی شده اند و برای تجار چینی خرید می کنند و عملا نوعی رقابت سخت را در بازار صادرات به وجود آورده اند و پای چینی ها را کم کم باز کردند و با این کار صادرات پسته آسیب جدی دیده است و کسی متوجه نیست که صادرات یک علم است اما خوشبختانه با بالا رفتن قیمت ها خیلی از همین صادراتچی ها از این حوزه بیرون رفته اند چرا که مسائل پیچیده ای را به وجود می آورند؛ برای مثال فردی رفته و تعهد پسته ای را داده بود که در ایران امکان کشت نداشته است و همه این مسائل به این علت است که صادرات متولی ندارد یعنی مجموعه ای خصوصی که صادرات زیر نظر آن انجام گیرد نداریم.
* اتاق های بازرگانی نمی توانند متولی باشند؟
خیر.
* در صنایع دیگری مثل صنعت خودرو با وجود شرکت های بزرگ خودروسازی جهانی، رقابت در این عرصه به نظر مسخره می آید اما خود شما گفتید که در زیر یک درخت صد ساله به دنیا آمدید و همه می دانیم پسته محصول خاص کشور ما است و در آن مزیت نسبی داریم. در حال حاضر چه راه حلی برای بهبود وضعیت صنعت پسته وجود دارد؟
ببینید؛ در تولید راهی را از گذشته طی کردیم و راهی پیش رو داریم؛ برای مثال باغات ما به سه دسته تقسیم می شوند که یا سنتی هستند یا ترکیبی از سنتی و مدرن یا باغاتی کاملا مدرن هستند اما نکته مهم این است که ما در امر برداشت با آمریکا تفاوت بسیاری داریم.
اولین نکته ای که باید بدانیم این است که پسته در ایران حالت بوته را دارد یعنی درخت های پسته در کشور ما درخت های روی زمین ریخته اند اما در آمریکا از اول درخت را طوری پرورش می دهند که واقعا درخت است و کنده ای دارد که همین مسئله برداشت را آسان تر می کند چرا که دستگاه شیکر به راحتی زیر درخت می رود و با شوکی که به درخت می دهد پسته را به راحتی و دانه دانه برداشت می کند.
برداشت پسته در کشور ما به طور میانگین سه ماه طول می کشد و سیستم سنتی دارد و ادعا می کنیم که کارگر در ایران با دستمزد روزی ۵۰ هزار تومان نسبت به آمریکا که ساعتی ۱۰ دلار است ارزان تر است اما واقعیت امر این است که به علت کیفیت درختان و استفاده از ابزار آلات، برداشت پسته در آمریکا بیش از یک هفته طول نمی کشد؛ برای مثال یک باغ هزار هکتاری در آمریکا به مدت یک هفته به طور کامل برداشت می شود اما باغ ۲۰۰ هکتاری من با ۳۰۰ کارگر حدود دو ماه طول می کشد یعنی از روزی که شروع می کنیم تا روزی که برداشت پسته تمام می شود سه ماه به طول می انجامد و در این میان میزان پرتی و آسیبی که پسته روی درخت می بیند و علاوه بر آن نحوه غلط انبارداری و … حجم قابل توجهی از محصول را تلف می کند. در حالی که در آمریکا ماشین شیکر به زیر درخت می رود و سفره ای زیر درخت پهن می کند و با وارد کردن یک شوک به درخت تمامی بار درخت را دانه دانه در دستگاه می ریزد و پس از آن پسته در کامیون حمل می شود و بعد از فراوری به سیلو می رود و در این بین نه با دست تماس پیدا می کند و نه در گونی حمل می شود و نگهداری آن نیز در شرایط مناسب و استاندارد با دمای متعادل در سیلو است.
معضل پسته بیشتر در برداشت است چرا که ما و آمریکایی ها در کاشت و داشت تا حدودی مشابه هستیم اما این نکته را نباید فراموش کرد آنها از طریق علمی وارد کشت پسته شدند و واریته های مناسب با اقلیم خود را به کار می گیرند.
در آمریکا ۷۰ درصد از تمامی باغداران برای شرکت پاراموت و ۲۰ درصد برای شرکت سپتون و ۱۰ درصد بقیه به طور متفرقه کار می‌کنند و کسی نمی‌تواند حتی یک کیلو پسته را خودش بفروشد اما در ایران ۲۰۰ هزار نفر فرد مستقلند که چهار کار، تولید، فراوری، بسته بندی و بازاریابی را همزمان با هم انجام می دهند

* بخشی از تفاوت های برداشت پسته میان ایران و آمریکا را گفتید؛ اگر می شود آن را بیشتر تشریح کنید.
در کشور ما هنوز که هنوز است در انبارها کارگران پسته پوک را می شکنند و مغزها را جدا می کنند و هر باغدار مدت زیادی گرفتار همین یک کار است و این روند آنقدر طول می کشد که روزهای آخر خیلی از پسته ها روی درخت خشک می شوند اما مدت برداشت پسته در آمریکا نزدیک به یک پنجم مدت برداشت این محصول در کشور ماست.

*در مورد صادرات و بازاریابی چطور؟
انحصار فروش پسته در آمریکا در دست دو یا سه شرکت است و قیمت گذاری هم با خود آنها است اما در کشور ما کسانی که مبادرت به صادرات پسته از یک تن تا ۵۰ هزار تن می کنند بسیار زیاد است و جالب تر اینجاست که خیلی از این صادرکنندگان پیش خود فکر می کنند که اگر ۱۰ درصد از پسته دهن بسته یا پوک باشد ایرادی ندارد و من کشاورز که می خواهم پسته با کیفیت و سالم باشد و پسته سالم تحویل می دهم اما بعضی از تجار پس از اینکه پسته را از کشاورز خریدند می روند و پسته پوک هم می خرند که قیمت آن تقریبا کیلویی پنج هزار تومان است و به این بهانه که اجازه دارند ۱۰ درصد از پسته‌شان نامرغوب باشد پسته های پوک پنج هزار تومانی را با پسته های مرغوب کیلویی ۱۵۰ هزار تومان مخلوط می کنند. برای مثال در یک تن بار  ۱۰۰ کیلو پسته پوک به کار می بندند و این کار شاید از نظر ظاهری درست باشد اما از فریب است، تدلیس است یا هر اسم دیگری که می خواهید روی آن بگذارید.

«طعم خوش پسته ایرانی» صرفا یک شایعه است
با همین کارها صادرات ما هر سال دارد بازارهای خود را از دست می دهد که دو تا سه علت دارد و یکی از آنها نبود نظارت بر صادرات و مجموعه ای است که بر صادرات نظارت داشته باشد. ما دل‌خوش کرده ایم که طعم پسته ایران خوش است اما این قصه ای بیش نیست من که باغ پسته دارم می گویم این یک شایعه است.
صادرات پسته ما در معرض آسیب های جدی است و با این عملی که امسال در پیمان‌گذاری ارزی انجام شد که ارزهای حاصل از صادرات باید به سامانه نیما بازگردد عملا فردی مثل اسدالله عسگر اولادی که ۶۴ سال صادرات داشته امسال یک کیلو هم صادرات نداشت. ایشان سالی ۵۰ تا ۶۰ درصد از پسته ایران را صادر می کرد و در دبی و هنگ کنگ و هامبورگ انبار دارد اما تاکید می کنم که امسال حتی یک کیلو هم صادرات نداشت، این در حالیست که امر صادرات از دست صادرکننده اصلی در آمده و به دست افراد دیگری افتاده است.
از طرفی تاجری که در خارج پسته می خرد و به پایین دستانش توزیع می کند می خواهد آب را از سرچشمه ای بردارد که همیشه موجود باشد و دنیای تجارت هم دنیای رقابت است و اولین مطلبی که همه به آن معتقدند دامپینگ است. در حال حاضر آمریکایی ها این قدرت را دارند و بازار پسته را دامپ کردند و پسته ما عملا روی دستمان مانده است .
سخن پایانی
در آخر باز هم باید بر نظارت بر صادرات تاکید کنم؛ مثالی می زنم؛ اسرائیلی ها بهترین پسته دنیا را می خورند و ما یک کیلو پسته هم به آنجا صادر نکردیم در عین حال اسرائیلی ها پسته های آمریکایی هم نمی خورند و تا امروز از طریق واسطه های عربی پسته ایرانی مصرف می کردند.
در هر حال به شیوه هایی که گفتم، در حال از دست دادن بازارهای خود هستیم و به علت تاخیر در برداشت نمی توانیم نیاز پسته را در وقت خود تامین کنیم؛ امسال ترکیه ۲۰۰ هزار تن پسته تولید کرد و مقام دوم را داشته است و در حال حاضر تبلیغات وسیعی در اسپانیا و یونان برای کشت پسته انجام می شود چرا که به پسته کاران هم اقامت می دهند و هم ویزای شینگ.
استرالیا نیز که با ما تفاوت فصلی دارد شروع به کشت پسته کرده است و این مسئله تولید پسته را دو بار در سال ممکن می کند که همین مسئله بازار ما را محدودتر و صادرات را سخت تر می کند و آمریکا هم که کشت پسته آن را شرح کردم با رشد سریعی که دارد تا ۱۰ سال دیگر باغات پسته خود را به ۳۰۰ هکتار خواهد رساند و ۳۰۰ هکتار باغ های پسته ای که درهر هکتار دست کم ۴.۵ تن پسته می دهند واگر در صنعت پسته در به همین پاشنه بچرخد هیچ آینده خوبی را نمی توان برای صنعت پسته در کشور ما متصور شد و امیدوارم که چنین اتفاقی هرگز رخ ندهد چرا که صنعت پسته ما به نابودی کامل می رسد
منبع:اقتصاد24
اخبار مرتبط
نظرات شما