• سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ -
  • 17/09/2019

بررسی فرصت ها و چالش های «معدنکاری» استان کرمان در گفت و گو با دکتر محمد خوشبین؛

به «بخش خصوصی» اعتماد کنیم

نقش صنعت معدنکاری و منابع معدنی در توسعه پایدار استان وکشور ، بر کسی پوشیده نیست.معدنکاری و صنایع وابسته به آن نقش ارزشمند و مثبتی در مولفه های اقتصادی و اجتماعی توسعه پایدار با ایجاد شغل و تولید ثروت دارد و این مسیری است که در استان معدنی کرمان سالیان سال است که تلاشگران و پویندگان خود را دارد. برای آگاهی از واقعیت های جاری در این بخش، با دکتر محمد خوشبین؛یکی از مدیران متخصص و کهنه کار در بخش معدنکاری استان کرمان گفت و گو کرده ایم.

 دکتر محمد خوش بین با سابقه ای روشن در این عرصه  که مدیریت یکی از موفق ترین شرکت های معدنکاری کرمان و ایران را هم بر عهده دارد،از تمام قوت و ضعف ها در این بخش، آگاه است و با همین اشراف و آگاهی، در خلال گفت وگوی خود، تصویری روشن و واقعی از فعالیت در این عرصه ارائه می کند.مشروح این گفت و گو در ادامه می آید:
می توانیم در 2 سطح، اثر مسائل بیرونی و بین المللی و اثر مسائل داخلی و ملی را بر معدنکاری کرمان و ایران بررسی کنیم. اگر موافقید از اثر مسائل بیرونی مثل تحریم بر این بخش از اقتصاد کرمان و ایران شروع کنیم.
اگر بگوئیم تحریم ها بی اثر بوده که قطعاً نادرست است. شرایط مطلوب این است که روابط خارجی و تعاملات بین المللی ما برقرار باشد که همه بخش ها از جمله معدن و معدنکاری از آن بهره مند می شوند. از سویی تحریم های وضع شده یکجانبه و ظالمانه است که باید متناسب با آن برنامه ریزی کرد و برای مقطع فعلی هم برنامه دقیقی برای کاهش آسیب ها به پایین ترین سطح داشت. معتقدم نسخه دقیق و مناسب این شرایط که واقع بینانه و اندیشمندانه مطرح و برنامه ریزی شده همان سیاست «اقتصاد مقاومتی» مدنظر مقام معظم رهبری است.
به طور مشخص «اقتصاد مقاومتی» چگونه می تواند در بخش معدن راهگشا باشد؟
این یک مسیر طی شده یکی دو دهه اخیر است که می توانست جدی تر هم دنبال شود. ما  در همین راستا در شرکت ملی صنایع مس، بومی سازی را عملی واجرایی کردیم. ذخایر مس اکسیدی مان کم شد و رفتیم سراغ تکنولوژی لیچینگ غبار ابتدا از این تکنولوژی ترس داشتیم اما با استعانت از خداوند نتوانستیم با نیروهای متخصص خودمان این تکنولوژی را پیاده کنیم از طراحی تا ساخت و در سال اول به 1500 تن کاتد به روش جدید دست یافتیم. در ادامه بومی سازی به یک باور تبدیل شد و الان اگر در نمایشگاه ها هم دقت کنید اغلب سازندگان داخلی و قطعه سازان بومی را مشاهده می کنید. در خیلی از کارخانه ها در حال حاضر تا 95 درصد نیازشان از داخل تامین می شود.بنابراین باور من این است که همت بلند ایرانی از پس هر شرایطی بر می آید.
در بحث معادن ما ظرفیت های فراوانی داریم اما آیا این ظرفیت به اندازه ای هست که سیاست جایگزینی معدن به جای نفت، تقویت شود و به بار بنشیند؟
همین طور است. خوشبختانه ایران و استان خودمان کرمان ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی در این زمینه دارد. تنوع ذخایر معدنی ما هم بسیار بالاست. از شمال غرب تا جنوب شرق ایران از دید متخصصان معدن و زمین شناسی زون متالوژی است. از معدن مس سونگون تا معادن مس سرچشمه، میدوک، دره زار، در آلو در کرمان و چهل کوره در سیستان، شاهد گستره وسیعی از ذخایر مس هستیم که می تواند محور رهایی کشور از وابستگی به نفت قرار گیرد و اقتدار اقتصادی ما را تضمین کند، تا دیگر نگران هیچ تهدیدی در ارتباط با قطع خرید نفت نباشیم.استان کرمان آئینه تمام نمای ظرفیت های معدنی کشور است و در استانهای مختلف هم شاهد ظرفیت های قابل توجه معدنی هستیم. اتکای به معدن به جای نفت همانقدر که درست و به جا هست اما مستلزم یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده است.
در مورد اکتشاف به عنوان نقطه آغاز توسعه معدنی در چه شرایطی قرار داریم؟
ما در اکتشاف عقب نیستیم. به شکل طبیعی در دنیا از هر ده ها نقطه ای که مورد پی جویی قرار می گیرد 2 درصد آن از نظر ارزش ماده معدنی به یک اندیس یا کانسار معدنی می رسد. شما ببینید معدن مس سرچشمه یک میلیارد و 400 میلیون تن ذخیره اش هست با عیار متوسط پوینت 65. سال 46 این معدن اکتشاف شده و رتبه اول را در خاورمیانه و رتبه سوم را در جهان دارد، پس نتیجه کار اهمیت دارد. در مورد اکتشاف هم نباید سلیقه ای عمل شود و نیازمند حرکت بر اساس یک استراتژی مشخص و مدون هستیم که به آمد و رفت مدیران گره نخورده باشد.
از نظر راهبری و مالکیت در معدنکاری و بخش معدن شاهد غلبه کدام یک از بخش های دولتی و خصوصی هستیم. به طور مشخص بخش خصوصی در معدنکاری کرمان و ایران چه جایگاهی دارد؟
من قطعاً آدم سیاسی نیستم که بخواهم اظهارنظر سیاسی کنم و نظر فنی و تخصصی خودم را در این زمینه ارائه می کنم. با هر 2 بخش دولتی و خصوصی هم کار کرده ام. 25 سال در شرکت ملی مس کار کرده ام. واقعیت این است که در بخش دولتی تصمیم گیرنده ها متعددند و دیدگاهها متنوع و این مساله، عوارض و آثار خاص خود را دارد. یک مدیر در بخش خصوصی اما راحت تر و با جرات و جسارت بیشتر می تواند تصمیم بگیرد.باور من این است که برای 95 درصد فعالیت ها در بخش معادن و سایر بخش ها، فعالیت بخش خصوصی بهتر جواب می دهد. حتی در اکتشاف هم بخش خصوصی می تواند بهتر عمل کند. ما در مجموعه معدنکاری خودمان در این زمینه مدعی هستیم و توان اثبات آن به صورت مستند و مستدل را هم داریم. می توانیم حتی کل کار اکتشاف را هم به بخش خصوصی بسپاریم و بر عملکرد آن به صورت دقیق نظارت کنیم.
چه ارزیابی از کیفیت مدیریت در حوزه معدن در استان و کشور دارید. مدیران غالباً تخصصی هستند یا با نگاه سیاسی انتخاب می شوند؟
تا جایی که دیده ام مدیریت ها عمدتاً فنی و تخصصی است اما مشکل در انتظاراتی است که حوزه سیاست و مدیران اجرایی و مسئولان محلی از مدیران معادن دارند. در مجموع معادنمان به مدیران متخصص و متعهد نیاز داریم که غالباً اینگونه هست.
چه شرایطی از نظر برخورداری از ماشین آلات روز و فاصله گرفتن از معدنکاری سنتی داریم؟
واقعیت این است که در معدنکاری استان و کشور ما نیروهای متخصص خوبی داریم اما در زمینه تجهیزات موردنیاز با مشکل مواجهیم که علت آن به تحریم برمی گردد. معدنکاران نمی توانند تجهیزات معدنی موردنیاز خود را وارد کنند. قیمت ها هم بالاست. تجهیزات معدنی را هم نمی توان با هر وسیله ای جایگزین کرد. وقتی نتوانیم ماشین آلات موردنیاز خود را از معدود کشورهایی که تولید کننده اند خریداری کنیم روی آوردن به تجهیزات فرسوده، خطر آفرین است. تجهیزات فرسوده هزینه ها را هم بالا می برند و هزینه کردن مداوم برای تعمیر و نگهداری آنها می شود همان حکایت آفتابه خرج لحیم. معدنکاران ما لاستیک سایز بزرگ برای ماشین آلات خود ندارند و همین باعث می شود ظرفیت و راندمان کاریشان پایین بیاید در حالی که باید پیش از اینها این تکنولوژی را به کشور انتقال می دادیم و بومی می کردیم. ما 30 دستگاه کامیون 6 تنی داریم اما نمی توانیم بهره کامل را از آنها ببریم چون مثلاً لاستیک آنها را نداریم و فقط در بلاروس ساخته می شود. باید پیش از اینها به این مسائل فکر می کردیم اما حالا هم که توان بالایی درتولید لاستیک های سایز کوچک داریم و همین لاستیک بارز در کرمان خودمان یک برند ملی در این زمینه است حتماً می توانیم استارت کار تولید لاستیک های با سایز بزرگ را هر چند دیر شده، بزنیم و فکرهایمان را روی هم بریزیم تا از این شرایط عبور کنیم اگر واقعاً دلمان برای کشورمان می تپد و دغدغه توسعه وتعالی آن را داریم.
روزنه رو به رهایی از این شرایط، رجوع به ظرفیت ها وتوان نیروی انسانی و متخصصان داخلی است.در این زمینه چه نظری دارید؟
قطعاً همین طور است. ببینید ما در سال 84 در مس و در مورد پمپ های خارجی با قیمت بالا توانستیم بامهندس معکوس به نتایج خوبی برسیم و در زمینه های دیگر هم هر جا خودمان را باور کرده ایم کارساز بوده و جواب گرفته ایم.مساله این است که ابتدا بدانیم و مشخص کنیم چه می خواهیم تا راه دسترسی به آن را پیدا کنیم. به نظرم موارد متعددی هست که می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم. همه این محدودیت ها و موانع راه وچاره دارد. راهش حتماً این نیست که دهها جلسه در ارتباط با یک چالش و مساله، برگزار شود و جمع بندی ها ونتایجی حاصل شود اما با تغییر یک مدیر در دولت یا وزارتخانه، همه چیز بایگانی شود.
چگونه و با چه تدبیری می توان از شرایط فعلی در عرصه معدن و معدنکاری عبور کرد؟
ببینید محدودیت ها و عوارض تحریم یک واقعیت است و تبعات خود را هم دارد اما یک مدیر باید آینده نگری داشته باشد و با بازبینی در مسیر حرکتی اش، برنامه ای متناسب با شرایط و واقعیات حال حاضر برای خود تدوین کند. ضرورت دارد متناسب با این شرایط به مدیران اختیار و آزادی عمل بیشتری برای اتخاذ تصمیم سنجیده و به موقع در مواجهه با موانع ومحدودیت ها داده شود. بدون تردید از اعتماد به بخش خصوصی هم نه تنها زیان نخواهیم کرد که کمک می کند با قدرت بیشتر از پس شرایط فعلی برآییم. شرکتی که هم اکنون مدیریت آن را بر عهده دارم مثال بارز غلبه بر چالش ها و محدودیت ها و حرکت در مسیر توسعه در شرایط تحریم است. با اختیار عملی که داشتیم و استراتژی که تدوین کردیم توانستیم در 3 سال اخیر تولید خود را از 5/4 تن به 5/8 تن برسانیم، ده دستگاه کامیون 136 تنی بخریم، رضایتمندی نیروی انسانی مان را به بالاترین سطح برسانیم و روند توسعه ای مان را در همین شرایط دنبال کنیم و پیش ببریم. معجزه نکرده ایم فقط خودمان را باور کرده ایم و باور جمعی مان این است که «ما می توانیم».
در گذشته هم همین باور و روحیه را داشته ایم. به خاطر دارم که در سال 89 مدیر معدن مس دره زار بودم، معدنی که در دل بیابان نه آب داشت و نه برق و 7 خرداد 89 افتتاح شد. با همین خودباوری در سال اول 150 درصد تولید داشتیم که 50 درصد بیشتر از تعهدمان بود.
تامین مالی در حوزه فعالیت شما در شرایط فعلی چه شرایطی دارد؟
معتقدم ما اگر می خواهیم در مورد هر عملکردی قضاوت کنیم باید خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم. این قاعده در مورد بانک ها هم صدق می کند. بانک ها چرا باید به کسی که نمی تواند وثایق لازم را تامین کند و صورت های مالی اش مشکل دارد اعتماد کنند. تعامل و ارتباط دوسویه باید بین بنگاه های اقتصادی و شبکه بانکی برقرار باشد و رابطه یکطرفه از هر سو نمی تواند گره گشا باشد. در مجموع امکان تامین مالی برای شرکت ها از طریق شبکه بانکی وجود دارد و همه چیز به طرفین این رابطه برمی گردد.
چه ارزیابی از رابطه دولت و بخش خصوصی در معادن دارید؟
قطعاً اهداف مشترک وجود دارد در همه زمینه ها اما تفسیرهای سلیقه ای و نادرست در بدنه اجرایی دولت از بخشنامه ها و دستورالعمل ها برمشکلات می افزاید.به عنوان مثال کامیونی «دامپ تراک» که ما با 17 میلیارد تومان هزینه از بلاروس خریداری کرده ایم و روی آن برای پیشبرد برنامه مان حساب کرده ایم به یکباره مشمول بخشنامه دولت در مورد ممنوعیت ورود خودرو می شود بدون در نظر گرفتن این تفاوت که دامپ تراک یک ماشین معدنی است.یکسال این ماشین در بندر انزلی می خوابد و برنامه کاری ما نیز به هم می خورد. این مثال و نمونه ای از یک تفسیر سلیقه ای است که هر چقدر از تعداد این اعمال سلایق کم شود از مشکلات کشور درشرایط تحریم کم کرده ایم. در حالی که همه می گوییم زمان طلاست اما باور درستی به این مساله نداریم و بخش خصوصی از بی توجهی بخش هایی از دولت به اهمیت زمان، آسیب می بیند که برای جبران آن، راهی جز همسو شدن و یافتن نگاه مشترک نداریم.
 
اخبار مرتبط
نظرات شما